تبليغاتX
آزادي ذات انسان
به عنوان انسان است

وضعیت نامعلوم دهها ترکمن در زندانهای ایران، واحید قاراباغلی اخبارروز 

روز جمعه ۷ دی برابر با ۲۸ دسامبر ۲۰۰۷ جوانی ۱٨ ساله به نام حسام الدین خدیور، در پی زیرگرفتن قایق وی توسط قایق مامورین حراست نیروی انتظامی در سواحل دریای خزرکشته می شود.

 به دنبال کشته شدن حسام الدین خدیور، اهالی روستاها و ماهیگیران چاپاقلی، خواجه نفس و شهرستان ترکمن روز یکشنبه ۹ دیماه ۸۶ جهت پیگیری مساله به پاسگاه حراست نیروی انتظامی در غرب روستای چاپاقلی مراجعه می کنند.

 عده ای از جمعیت نیز برای رسیدگی به شکایات خود به فرمانداری بندر ترکمن مراجعه می کنند. اما مراجعه کنندگان از طرف مسئولین مورد توهین و حمله قرار می گیرند.

 در این روز و روزهای بعدی نیروی انتظامی و نیروهای یگان ویژه شهرستان ترکمن، حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر را دستگیر کرده اند. هیچ یک از این دستگیریها با ارائه برگه و یا تفهیم اتهام ‏صورت نگرفته است.

 در این میان بسیاری از خانواده های بازداشت شدگان هیچ اطلاعی از وضعیت نزدیکان خود ندارند و مشخص نیست که این افراد در کجا نگهداری می شوند. خانواده های بازداشت شدگان بیم دارند زندانیان تحت شکنجه قرار گیرند یا به طور غیرقانونی با آنها رفتار شود.

 مردم منطقه که ترکمن و سنی مذهب هستند می گویند حسام نخستین قربانی رفتار خشونت آمیز و خلاف قانون “حراست ‏دریا” نبوده است.

 در عرض دو سال گذشته دو ماهیگیر دیگری نیز بنامهای «حلیم قلی وطنپورکم» از روستای کمش تپه، و نعمان نیازی نیز بدست مأموران “حراست” کشته شدند. حلیم قلی وطنپورکم در شانزدهم مارس ۲۰۰۵ و نعمان نیازی در پائیز سال گذشته بر اثر اصابت گلوله مأموران “حراست” جان خود را از دست دادند.

 مردم منطقه و نمایندگان ترکمن می گویند در هیچ نقطه ای از جهان، قوانین هیج دولتی مجوز قتل شهروند خود را صرفأ بخاطر صید ماهی در دریا نمیدهد!

 محمدقلی حاجی ایری نماینده مردم بندر ترکمن در مجلس شورای اسلامی درباره اعتراضات مردم بندر ترکمن و روستاهای اطراف این شهرستان به روزنامه سراسری اعتماد گفته است: تاکنون سه بار پشت تریبون مجلس در سخنرانی های قبل از دستور، اعلام کردم که در بندر ترکمن به طور غیرقانونی به صیاد تیراندازی می شود.

 این نماینده مجلس ضمن اشاره به معضل بیکاری که عامل عمده بروز چنین حوادثی است، گفت: باید برای مردم شغل ایجاد کرد، نمی توان به روستایی فقیر گفت که گرسنگی بکشند.

 بایرام گلدی برمک نماینده کلاله و مینودشت است که او نیز به روزنامه اعتماد می گوید: ماموران حراست، قانون و آیین نامه دارند و بر اساس آن باید عمل کنند و اگر مردم فکر می کنند که حراست دریا تخلف کرده است، مراجع قضایی عملکرد آنان را بررسی و با قانون تطابق دهند و اگر صیادان مقصرند باز هم رسیدگی شود. برمک ضمن اشاره به تناسب جرم و مجازات گفت: صید بدون مجوز، جرم است اما مجازات آن مرگ نیست، هر چند مراجع قانونی می توانند قضاوت کنند که این حادثه عمدی یا غیرعمدی بوده است.

 اصل ٣۲ قانون اساسی صریحا گفته است: «هیچکس را نمی توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می کند. در صورت بازداشت، موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله کتباً به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه در اسرع وقت فراهم گردد. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود. یعنی بر اساس قانون، حتی دستگیر کردن مجرم هم دارای قواعدی است که باید توسط مامور رعایت شود.

 بر اساس ماده ۱۰ قانون شکار و صید مصوبه ۱٣۴۶ (اصلاحیه ۱٣۵٣ و ۱٣۷۵) کسانیکه ‏مرتکب شکار و صید در فصول و ساعات ممنوعه و وسایل و طرق ممنوعه شوند به حبس تادیبی از ۱۱ روز تا ‏یک ماه و یا جزای نقدی محکوم میشوند. ماده ۱۱ همان قانون نیز شکار و صید بدون پروانه را حبس تادیبی از ‏‏۱۱ روز تا ۲ ماه و جزای نقدی محکوم می کند. با وجود اینکه قوانین مربوط به صید و شکار بسیار روشن است ‏اما ماًموران حراست بدون توجه به این قوانین نوجوانان زیادی را تا امروز در ترکمن صحرا را به قتل رسانده ‏اند.

 ترکمن هم مثل تمام ایرانیان باید شغلی را که برای گذران زندگی بدان احتیاج دارد انتخاب کند. اصل ۲٨ قانون اساسی جمهوری اسلامی «هر کس حق دارد شغلی را که بدان مایل است و مخالف اسلام و مصالح عمومی و حقوق دیگران نیست، برگزیند و دولت موظف است با رعایت نیاز جامعه به مشاغل گوناگون، برای همه افراد امکان اشتغال به کار و شرایط مساوی را برای احراز مشاغل ایجاد نماید.» در حالی که در بندر ترکمن و به خصوص شمال کشور، اساسا شغلی وجود ندارد تا شهروندان بتوانند از بین آنها انتخاب کنند. لذا ناچارند به صید غیر مجاز روی بیاورند چون کار و حرفه دیگری برایشان وجود ندارد.

 ترکمنان شمال ایران انتظار دارند نیروی انتظامی برای پایان دادن به فضای رعب و وحشت حاکم بر بندرترکمن، خواجه نفس، ‏چاپاقلی و بسیاری دیگر از نقاط ترکمن صحرا، ضمن آزادی تمامی دستگیر شدگان به پرونده ماموران خاطی رسیدگی کند و به جای استفاده از زندان و ارعاب وشکنجه، ‏به حقوق شهروندی ترکمنان احترام بگذارد.

 

 سازمان دفاع از حقوق بشر در ترکمن صحرا: عاملان قتل ماهیگیران را محاکمه کنید، میترا نیکزاد روزآنلاین

 سازمان دفاع از حقوق بشر درترکمن صحرا در یک فراخوان، خواهان آزادی زندانیان ترکمن و شفاف سازی ‏اطلاعات دستگیر شدگان از سوی نیروی انتظامی شد.‏

 به گزارش خبرنگار روز، در این فراخوان با اشاره به اصل ۱۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که می ‏گوید “مردم ایران از هرقوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند این ‏ها سبب امتیاز نخواهد بود” آمده است: “دستگیر شدگان برحسب قانون، باید وکیل داشته باشند و به خانواده ‏های آنها درخصوص وضعیت زندانیان توضیح داده شود.” سازمان دفاع از حقوق بشر در ترکمن صحرا ‏خطاب به نیروی انتظامی نوشته است: “اگر خواستار اجرای عدالت هستید، تمامی افرادی را که درسال های ‏اخیر باعث به قتل رسیدن و آزار ماهیگیران شدند، دستگیروبه پرونده های آن ها دوباره رسیدگی کنید. عاملان ‏این قتل ها باید در دادگاه های علنی محاکمه شوند تا خانواده ماهیگیران و شاهدان بتوانند اظهار نظر کنند.”‏

 این فراخوان در بخشی دیگر هشدار داده است: “اقدامات خشونت آمیز، دستگیری وآزار و همچنین مصادره ‏اموال ماهیگیران ترکمن، اختلاف ترکمن و غیر ترکمن را دامن خواهد زد و از سوی دیگر سبب پایمال شدن ‏برخی از قوانین بین المللی می شود که دولت برخی از این اسناد بین المللی را که به نحوی به حقوق اقلیت ها ‏و عدم اعمال تبعیض درمورد آن ها پرداخته اند، مورد تصویب قرار داده وبه اجرای مفاد آن ها متعهد شده ‏است.” ‏

 این گزارش اضافه می کند سازمان دفاع از حقوق بشر درترکمن صحرا درتماس با مسئولان نهادهای مربوطه ‏و سازمان های بین المللی حقوق بشر درخصوص وضعیت ماهیگیران ترکمن و ناآرامی های اخیر در غرب ‏استان گلستان توضیحات مبسوطی داده و درخواست کرد این سازمان ها و نهادها، با مقامات جمهوری اسلامی ‏ایران تماس بگیرند و آزادی دستگیر شدگان را طلب کنند. ‏

 در فراخوان “سازمان دفاع از حقوق بشر در ترکمن صحرا” از فعالان و مدافعان حقوق بشر در استان گلستان ‏و منطقه ترکمن صحرا خواسته شده که درجهت جمع آوری نام دستگیر شدگان و محل بازداشت آن ها، با این ‏سازمان همکاری کنند.‏

 ‏”سازمان دفاع از حقوق بشر در ترکمن صحرا” چند روز پس از قتل صیاد ۱۸ ساله ترکمن در حادثه برخورد ‏قایق ماموران “حراست شیلات” طی صدور یک اطلاعیه به چشم پوشی حکومت ایران درمقابل قانون شکنان ‏اعتراض کرده و از نهادهای جهانی حقوق بشر خواسته بود که اقدامات نیروی انتظامی و “حراست دریا” را ‏در ترکمن صحرا محکوم کنند. همچنین این سازمان درآذرماه سال ۱۳۸۳ با صدور اطلاعیه ای تحت عنوان ‏‏”صیادان ترکمن را صید نکنید” از دولت ومسئولان محلی خواسته بود که هرچه زودتر به موجودیت گروه ‏های “فراقانونی” پایان داده شود.‏

 در سال های گذشته یکی از محورهای مورد بحث کاندیدا های انتخاباتی در ترکمن صحرا، پایان دادن به ‏فعالیت های “حراست دریا” بوده است. اما تاکنون هیچ یک از این اقدامات و خواسته ها به جایی نرسیده و ‏حراست همچنان صیادان ترکمن را صید می کند.‏

 براساس آمارهای رسمی، درصد بیکاری در بندر ترکمن حدود ۳۴ درصد است که به نظر می رسد با نگاه ‏علمی تر و از لحاظ نرخ بیکاری پنهان، این رقم به بیش از نیمی از جمعیت می رسد. ‏

 این در حالی است که به گفته منابع محلی، مدیریت شیلات استان که بیش از نیمی از خاویار ایران را از آب ‏های بندرترکمن، گمیش تپه ( گمیشان) و خواجه نفس و روستاهای اطراف آن استحصال می کند، هیچ گام ‏موثری برای برخورد درست و قاطع با قاچاقچیان و دلالان عمده خاویار برنمی دارد ودر مقابل به ‏برخوردهای خشونت بار وغیر انسانی با صیادان ترکمن ادامه می دهد. ‏

 در همین ارتباط، یکی از فعالان ترکمن استان گلستان به خبرنگار روز گفت: “آیا دولت تاکنون نمی توانست ‏درصد کوچکی ازسود حاصل از استحصال و صدور خاویار را به ایجاد صنایع تبدیلی و اصلاح ساختار ‏اداری تبعیض آمیز کنونی اختصاص دهد؟ آیا هیچ مقام مسئولی تا کنون نمی توانست پیگیر ماجرای غم انگیز ‏صیادان قربانی شده و خانواده هایشان باشد؟”‏

 اوجمهوری ‏اسلامی یکی از بدترین دوران حیات سیاسی خود را سپری می کند و فشار بین المللی و افکار عمومی جهان ‏براو سنگینی می کند، از او حمایت کرده تا درخارج از مرزها فریاد بزند که سیاست جمهوری اسلامی در ‏داخل کشور وحدت است، اما ما چگونه می توانیم از نظامی حمایت کنیم که ابتدایی ترین احتیاجات ما را که ‏غذا و شغل است برایمان ایجاد نمی کند؟”‏

 این ترکمن در خاتمه افزود: “به همین دلیل درتجمع اعتراض به مسئولان فرمانداری و حراست بندرترکمن ‏همه مشاهده کردند که مطالبات مردم نه سیاسی است، نه قومی، بلکه آن ها فریاد می زدند زندگی و اشتغال ‏حق مسلم ماست، چرا که حقوق شهروندی ابتدایی نیز از آن ها دریغ می شود.”

+ نوشته شده در  Sun 20 Jan 2008ساعت 22:52  توسط eldeniz | 

یکشنبه ۳۰م دی ۱۳۸۶

اسماعیل لطف اللهی: قبر ابراهیم را با سیمان بتن کرده اند

اسماعیل لطف اللهی، برادر دانشجوی سنندجی ابراهیم لطف اللهی که در بازداشتگاه سنندج به طور مشکوکی جان ‏سپرد، در گفتگو با روز از دستگیری این دانشجو، ملاقات با او در زندان و بالاخره مرگ وی گفته است. اسماعیل ‏معتقد است برادرش خودکشی نکرده و تاکید می کندکه: “ما خواستار کالبد شکافی جسد برادرم هستیم”. اسماعیل می ‏گوید: “ما هنوز خبر مرگ ابراهیم را باور نکرده ایم چرا که همه چیز فقط ۸ روز به طول انجامید”. مصاحبه در پی ‏می آید.

 

‎‎آقای لطف اللهی! چند روز بعد از بازداشت برادرتان، خبر خودکشی او را به شما دادند. چطور از مرگ ‏وی باخبر شدید؟‎

نیروهای امنیتی ۱۶ دی ماه، برادرم را دقایقی پس از اینکه امتحان دانشگاهش تمام می شود، در خیابان بازداشت و به ‏بازداشتگاه سنندج منتقل کردند. ۳ روز بعد او را به قرنطینه ی زندان سنندج انتقال دادند و ما در آنجا توانستیم با او ‏ملاقات داشته باشیم. اما در ۲۵ دی، یعنی ۸ روز پس از دستگیری او از ستاد خبری سنندج با ما تماس گرفتند و گفتند ‏ابراهیم در زندان خودکشی کرده و در قبرستان بهشت محمدی سنندج دفن شده است. ‏

 

‎‎شما هم به قبرستان رفتید؟‎

بله ما رفتیم و مرده شور قبرستان، قبر ابراهیم را به ما نشان داد. قبر که نه بتن!‏

 

‎‎بتن؟!‏‎ ‎

بله قبر او را با سیمان بتن کرده بودند. شاید برای اینکه نتوانیم جسد او را از خاک بیرون بکشیم و احیانا چیزی را ببینیم ‏که آنها نمی خواهند ما ببینیم. ‏

 

‎‎یعنی چی ببینید؟‎ ‎

آثار شکنجه و یا هر چیزی که می توان از طریق آن آدمی را به قتل رساند. ‏

 

‎‎کسی شاهد خاکسپاری جنازه برادرتون بوده؟‏‎ ‎

مرده شوری که در آنجا کار می کند به ما گفت چند نفر با چند ماشین حکومتی آمدند و جنازه را دفن کردند. ‏

‎‎یعنی او جنازه را دیده بود؟‎ ‎

نه ندیده بود چون نیروهای امنیتی خودشان آن را دفن کرده و اجازه نداده بودند کسی نزدیک شود. ‏

 

‎‎شما گفتید که چند روز پس از بازداشت ابراهیم، با او در زندان ملاقات کردید. از روز ملاقات بگویید. ‏وضع جسمی و روحی برادرتان در جریان ملاقات چطور بود؟‎ ‎

من و مادرم به زندان رفتیم تا او را ببینیم و توانستیم با او ملاقات کابینی داشته باشیم. برادرم در طول ملاقات روحیه ی ‏خوبی داشت و مثل همیشه بود . حتی از من خواست برایش لباس گرم ببرم. در کل حال او خوب بود. ‏

 

‎‎یعنی به نظر نمی رسید که قصد خودکشی داشته باشد؟‎ ‎

مطلقا! ما باور نمی کنیم که او خودکشی کرده باشد. هم از لحاظ روحی و هم جسمی خوب بود. اگر خودکشی کرده پس ‏چرا نگذاشتند جسد او را ببینیم و یا چرا خودشان جسد را دفن و بعد هم سیمان کردند؟

 

‎‎اصلا چرا او را بازداشت کردند؟‎ ‎

او به مسائل دانشجویی علاقه داشت و پسری پر انرژی بود. می گفتند فعالیتهایی در دانشگاه داشته. حتی قبل از اینکه ‏بازداشتتش کنند، نیروهای امنیتی یکی، دو بار برای دستگیری او به منزل ما آمده بودند اما وقت هایی که ابراهیم در ‏خانه نبود. تا اینکه در روز امتحان بازداشتش کردند. سابقه احضار یا بازداشت قبلی نداشت. ‏

 

‎‎ابراهیم در کدام دانشگاه وچه رشته ای مشغول به تحصیل بود؟‎ ‎

او ۲۷ سال سن داشت و دانشجوی ترم ۷ رشته ی حقوق در دانشگاه پیام نور سنندج بود. ‏

 

‎‎بعد از دریافت خبر مرگ وی، شما کجاها رفتید؟ قضیه را پی گیری کردید؟‎ ‎

ما فقط به ستاد خبری رفتیم و آنجا گفتند که خودکشی کرده. حتی نگفتند چطور خودکشی کرده. در آنجا تنها به ما اجازه ‏دادند تا ۳ روز مراسم عزا برگزار کنیم. ‏

 

‎‎شما که فرضیه ی خودکشی را رد می کنید، برای اینکه به واقعیت پی ببرید از مجرای قانونی کاری خاصی ‏خواهید کرد؟‎ ‎

ما خواستار نبش قبر هستیم. باید روی جسد برادرم کالبد شکافی انجام بگیرد تا علت اصلی مرگ او مشخص شود. ما ‏وکیل گرفته ایم و اعلام جرم خواهیم کرد و از نیروهایی که مستقیم و غیر مستقیم در مرگ برادرم نقش داشته اند ‏شکایت می کنیم. حتی ما الان واقعا نمی دانیم که برادرم در آن قبر است یا نه. پس باید نبش قبر صورت بگیرد. ‏

 

‎‎پدر و مادرتان در چه حالی هستند؟‎ ‎

خیلی ناراحتند. هنوز باورشان نشده که ابراهیم دیگر زنده نیست. همه چیز ۸ روز به طول انجامیده؛ اول او را بازداشت ‏می کنند، بعد ما در زندان، ملاقاتش می کنیم و چند روز پس از ملاقات به ما زنگ می زنند و آدرس قبر او را به ما ‏می دهند. ما شوکه شده ایم. ‏

 

‎‎چیزی هست که در آخر بخواهید بگویید؟‎ ‎

نه ! ما امیدواریم مجرمان واقعی پیدا شوند و ما مجازات آنها را با چشمانمان ببینیم.

 

روزآنلاین

+ نوشته شده در  Sun 20 Jan 2008ساعت 22:45  توسط eldeniz | 
حمایت روز نامه ی رادیکال ترکیه از دانشجویان در بند:

İran, hapse attığı öğrencileri serbest bırakmalı

İran'da Üniversite Öğrencileri Günü olarak kutlanan 7 Aralık'ın arifesinde, 30'dan fazla 'eşitlik ve özgürlük yanlısı öğrenci' gözaltına alındı. Gözaltılar halen sürmekte ve içerideki öğrencilerin sayısı 40'ı bulmuş durumda. Şaşırtıcı bir şekilde, eski imparatorluk rejimi diktatörlüğüne karşı mücadelenin simgesi olan 7 Aralık, İslami hükümet tarafından da hoşgörülmemekte. Savaşa ve yaptırımlara karşı çıkışın haykırıldığı bu tören sırasında yaşananlar, eski hükümetin tutumunun bir tekrarına sahne oldu. Üniversite Öğrencileri Günü'nün 50 yıl öncesine uzanan bir geleneği var ve gözaltına alınanlar ülkemizin en dürüst çocukları. Haklarında sapan taşımak, sözüm ona sakıncalı kitaplar bulundurmak, alkol, hatta uyuşturucu kullanmak, ses bombası hazırlamak gibi asılsız ve saçma suçlamalar yapılmaktadır. Öğrencilerden birinin intihara teşebbüs ettiği yönünde duyumlar almaktayız.
Şu an Evin Hapishanesi'nde hiçbir bilgi verilmeksizin ve aileleriyle görüştürülmeksizin tutulan öğrencilerin koşulsuz ve derhal serbest bırakılmasını istiyoruz. Bütün dünyayı bu talebimizde bize destek olmaya ve bu bildiriyi imzalamaya çağırıyoruz. (Üniversite Öğrencileri İçin Özgürlük Komitesi (Equality and Freedom Seeking University Students), imzalar ve destek mesajları için: seeking.committee@gmail.com, daha fazla bilgi için: http://13azar.blogspot.com/)

+ نوشته شده در  Sun 20 Jan 2008ساعت 10:19  توسط eldeniz | 
کاوه عباسیان سخنگوی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب    
Sunday, 20 January 2008

   

ما دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب سراسر کشور٬ رفیق کاوه عباسیان را بعنوان سخنگوی رسمی خود اعلام میکنیم.

رفیق کاوه عباسیان از چهره ها و رهبران شناخته شده جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی در ایران است. تلاشهای نیروهای امنیتی برای دستگیری او تاکنون با شکست مواجه شده است. رفیق کاوه عباسیان در کنار بسیاری دیگر از رهبران دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب که هم اکنون در زندان هستند٬ از بنیانگذاران این جنبش بوده است.

رفیق کاوه عباسیان دانشجوی رشته سینما دانشگاه هنر و از سردبیران نشریه توفیق شده خاک بوده است. 

آدرس تماس با رفیق کاوه عباسیان:

kaveh.abbasian@gmail.com This e-mail address is being protected from spam bots, you need JavaScript enabled to view it

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه های سراسر کشور

٢٩ دی ١٣٨٦ - ١٩ ژانویه ٢٠٠٨ 

+ نوشته شده در  Sun 20 Jan 2008ساعت 10:8  توسط eldeniz | 
نامه کمیته پی جویی به تمامی حامیان    
Saturday, 19 January 2008

دوستان، همراهان،

یاری شما و هم راهیتان در کنار کمیته ی پی جوی آزادی دانشجویان در بند نخستین پاسخ های مثبت خود را حاصل کرد. طی هفته ای که گذشت تعداد 11 تن از این دانشجویان موفق به دیدار خانواده های خود شدند، یکی از آنان (روزبهان امیری) در تهران و دیگری(آرش پاکزاد) در استان مازندران آزاد شدند.

 

همه ی آنها که تجربه ی زنده گی در ایران را داشته اند به خوبی می دانند که دولت های حاکم بر این کشورجز با تلاش ها و مقاومت های دسته جمعی، خود را موظف به مراعات کمترین حقوق حقه ی شهروندان خود نمی دانند. اگر بیش از سه هزار امضای آگاهانه و محکوم کردن این بازداشت های غیر قانونی از سوی شما نبود، ما خانواده ها شهامت پی گیری های شبانه روزی وضعیت فرزندانمان را نمی یافتیم.

با وجود این، مبارزه برای آزادی این دانشجویان به پایان نرسیده است و چه بسا با دست گیری و ربوده شدن 12 تن از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب، در همان روزدوشنبه24 آذر که تعدادی از خانواده ها توانسته بودند ملاقات بگیرند، وارد مرحله تازه تری شده است.

ظاهرا مقامات حاکم برایران قصد دارند هر گونه صدای آزادی خواهی و برابری طلبی را از سوی دانشجویان قویا سرکوب کنند. دانشجویان به عنوان نظری ترین، پرشورترین و پر انرژی ترین قشر جامعه در این برهه هدف گسترده ترین هجوم تاریخ این کشور پس از دهه شست قرار گرفته اند. اما اگر حاکمیت ایران بتواند قشری با این مختصات را سرکوب کند آیا تعجبی دارد که برای مثال به محمود صالحی فعال کارگری شهرستان سقز، که اکنون در زندان سنندج در بند است، حتی در حال اغماء نیز اجازه مرخصی برای درمان ندهد؟ آیا تعحبی دارد اکنون که خطر نابینایی منصور اصانلو می رود هم چنان مقامات قضایی از امکان جراحی چشم او ممانعت به عمل می آورند؟ آیا نمی باید برای مثال سندیکای شرکت واحد که همیشه مورد حمایت این دانشجویان بوده در کنار سایر جمع های کارگری به گسترده ترین حمایت ها دست بزند؟ آیا نمی باید جنبش زنان که نه تنها بدنه ی اصلی بلکه حتی نظریه پردازان آن از میان دانشجویان هستند فعالانه این دست گیری ها را محکوم کند وصدای خانواده های این دانشجویان را به گوش همگان برساند و خود پیام آوران جلب همراهی گسترده ترین بخش مردم باشد؟ آیا جامعه پزشکی ایران نمی باید نسبت به نامه پدر یکی از این دانشجویان یعنی دکتر ایرج صف شکن واکنشی مناسب تر نشان دهد؟ بیاییم ضرورت طرح آزادی خواهی و برابری طلبی را در کنارِهم به همگان یادآوری کنیم.

 

 
+ نوشته شده در  Sun 20 Jan 2008ساعت 10:6  توسط eldeniz | 

جزئیاتی از مرگ ابراهيم لطف اللهی دانشجوی دانشگاه پيام نور سنندج در گفت گو با صالح نيکبخت


شنبه بیست و نهم دی 1386

نوروز: وکيل خانواده «ابراهيم لطف اللهی» دانشجوی دانشگاه پيام نور سنندج، مرگ او را در دوره بازداشت تاييد کرد.«صالح نيکبخت» روز جمعه با اعلام اين خبر به خبرنگار نوروز گفت: تلاش می کنم که برای کالبدشکافی حکم نقش قبر او را بگيرم.

 وی درباره چگونگی مرگ وی و آخرين وضعيت وی اظهار داشت: ابراهيم در تاريخ ۱۶ دی ماه سر جلسه امتحان دانشگاهی خود وحتی قبل از پايان جلسه، توسط مأموران لباس شخصی دستگير شد. در تاريخ ۱۸ دی ماه به خانواده وی ملاقات دادند. در جريان ملاقات، ابراهيم از ستاد پيگيری اداره اطلاعات به قرنطينه زندان عمومی منتقل شد. خانواده وی فردای آن روز با مراجعه به قرنطينه می خواسته اند برايش لباس ببرند که به آنها می گويند که ابراهيم اينجا نيست.

 نيکبخت ادامه داد: روز ۲۵ دی ماه بار ديگر از ستاد پيگيری با «اسماعيل لطف اللهی» برادر ابراهيم، تماس می گيرند و از وی می خواهند به زندان مراجعه کند که وی حاضر به رفتن نمی شود. در نتيجه، پدر و مادر و داماد آنها به آن ستاد مراجعه می کنند. در آنجا از سوی يک مأمور امنيتی به خانواده ابراهيم گفته می شود که فرزند شما خودکشی کرده و می توانيد جسد او را در «بهشت محمديه» (گورستانی در سنندج) تحويل بگيريد.

 به گفته وکيل خانواده لطف اللهی، آنان ساعت ۷ بعدازظهر به محل گورستان می رسند که در آنجا با چندين اتومبيل نيروی انتظامی و تعداد قابل توجهی مأمور مواجه می شوند. مأموران به آنها می گويند از ساعت ۶ بعد از ظهر تا ۷ صبح امکان دفن وجود ندارد و شما فردا صبح قبل مراجعه کنيد. در جريان اين مراجعه، اجازه ديدن جسد هم به خانواده ابراهيم داده نشده است.

 نيکبخت افزود: صبح روز ۲۶ دی ماه قبل از ساعت ۷ صبح، خانواده لطف اللهی بار ديگر به گورستان مراجعه می کنند، اما به آنها گفته می شود که فرزندشان ساعت ۱۱ شب گذشته دفن شده و قبر را به آنها نشان می دهند و همان روز هم، قبر را سيمانکاری و سنگی بر گور می نهند؛ بدون آنکه حتی نماز و ترتيبات شرعی دفن ميت برگزار شده باشد.وی با تاکيد بر اينکه «ابراهيم به هيچ سازمان و گروه سياسی يا نظامی در داخل و خارج از کشور وابستگی نداشته است»، افزود: خانواده وی با رد ادعای خودکشی ابراهيم می گويند که وی در ستاد پيگيری اداره اطلاعات به قتل رسيده و به همين دليل، خواستار نبش قبر و کالبدشکافی مجدد جسد و معاينه او توسط هياتی از پزشکان که يکی از پزشکان معتمد آنان باشد، شده اند.

اسماعيل لطف اللهی برادر ابراهيم هم در گفت وگويی اظهار داشت که ابراهيم در واقع بخاطر چند برگ اعلاميه که متعلق به وی - يعنی اسماعيل – بوده، دستگير شده است.

+ نوشته شده در  Sat 19 Jan 2008ساعت 23:18  توسط eldeniz | 
جمعه بیست و هشتم دی 1386

با تائيد حکم سه سال حبس تعزيری، عليرضا هاشمی، دبير کل سازمان معلمان ۱۹ بهمن به زندان می‌رود

شعبه ۳۶ دادگاه تجديد نظردر ميان ناباوری معلمان حکم سه سال حبس تعزيری «عليرضا هاشمی» دبيرکل سازمان معلمان ايران را تاييد کرد. اين سنگين‌ترين حکمی است که تاکنون برای يک فعال حقوق معلمان صادر شده است.حکم قطعی زندان روز ۱۹ ديماه به «فريده غيرت» وکيل متهم ابلاغ شده است. به گفته وکيل، اگر تلاش برای توقف حکم به نتيجه نرسد روز ۱۹ بهمن ماه ، دبير کل سازمان معلمان بايد به زندان برود.تاکنون شعب دادگاه انقلاب احکام زندان بين ۳ تا ۵ سال برای فعالان صنفی صادر کرده‌اند اما در همه موارد به دليل وضعيت اجتماعی متهمان اين احکام به حالت تعليق درآمده‌اند. هاشمی درجريان ناآرامی‌های اسفند ماه سال ۸۵ دستگير وحدود ۲۰ روز در بند ۲۰۹ بازداشت بود. دبيرکل سازمان معلمان ايران علاوه بر اتهام شرکت در تجمعات صنفی معلمان اتهام ديگری نيز در پرونده خود دارد وآن اعتراض به سوالات موهن «آزمون ضمن خدمت فرهنگيان در اسفند ۸۵» است. دبيرکل سازمان معلمان ايران با تاکيد براينکه «هنوز به اتهام او در پرونده سوالات موهن رسيدگی نشده»، موضوع پرونده خود را صرفا اعتراضات صنفی می داند ومی‌گويد: عناوين اتهامات همان است که در پرونده ساير فعالان صنفی آمده است. اما حکم صاده در مورد من تعليق نشده است ومن علت آن را نمی‌دانم.هاشمی در پايان با اشاره اينکه «اعتراضات معلمان برای اجرای قانون مديريت خدمات کشوری بود»، افزود: لايحه مديريت را چهار سال به تعويق انداختند. حالا هم که به صورت قانون درآمده، آن را تا سال ۸۸ به تعليق درآورده‌اند وبه جای اجرای قانون، فعالان صنفی را مجازات می‌کنند.

شکايت حقوقدانان از نيروی انتظامی

تعدادی از وکلا و حقوقدانان، در نامه‌ای که به کميسيون اصل نود مجلس شورای اسلامی داده‌اند، خواهان پيگيری اين کميسيون در مورد برخوردهای صورت گرفته با مردم در قالب طرح «ارتقای امنيت اجتماعی» شده‌اند.طی روزهای اخير مديران دولت احمدی‌نژاد در رسانه‌های عمومی سعی کرده‌اند که طرح امنيت اجتماعی را طرحی از طرف مجلس نشان داده و منکر هرگونه ارتباطی بين دولت با اين طرح شوند. تعدادی از وکلا و حقوقدانان، در نامه‌ای که به کميسيون اصل نود مجلس شورای اسلامی داده‌اند، خواهان پيگيری اين کميسيون در مورد برخوردهای صورت گرفته با مردم در قالب طرح «ارتقای امنيت اجتماعی» شده‌اند. نسرين ستوده از امضاکنندگان اين نامه، آن را يک شکايت رسمی از نيروی انتظامی قلمداد می‌کند.

+ نوشته شده در  Sat 19 Jan 2008ساعت 14:22  توسط eldeniz | 

آخرین خبر از وضعیت سعید متین پور و همبندانش:

۵ زندانی سیاسی شهر زنجان که در زندان اوین همچنان در وضعیت بلاتکلیفی به سر می برند، در شرایط نامساعدی نگهداری می شوند. این زندانیان که در سلولهای چند نفره بند ۲۰۹ اوین نگهداری می شوند، حتی از کوچکترین امکانات گرمایشی نیز محروم می باشند.

 

بر اساس اظهارات خانواده این زندانیان، در حال حاضر سعید و رضا متین پور و جلیل غنی لو به همراه چند زندانی دیگر در یک سلول به سر می برند و در نتیجه کمبود امکانات گرمایشی در سلول، ریه رضا متین پور به شدت عفونت کرده و جلیل غنی لو نیز به شدت دچار سرماخوردگی شده است. وضعیت جسمانی سعید متین پور نیز با توجه به شکنجه های روحی و جسمی در طول دوران بازداشت و همچنین عدم وجود امکانات در سلول چندان مطلوب نمی باشد.

 

بهروز صفری نیز که از اوایل خرداد دستگر و در بازداشتگاههای اداره اطلاعات زنجان و بند ۲۰۹ اوین مورد شکنجه جسمی و روحی شدید قرار گرفته است، در یک سلول چند نفره نگهداری می شود که وی نیز در در اثر نبود وسایل گرمایشی و کمبود امکانات به شدت قوای جسمانی خود را از دست داده است و وضعیت جسمی ایشان نیز رضایت بخش نمی باشد.

 

لیلا حیدری که از ششم شهریور به هنگام مراجعت به اداره اطلاعات شهر زنجان برای پیگیری وضعیت همسر خود بهروز صفری بازداشت شده است، از ۵ روز قبل از سلول انفرادی به یک سلول ۲ نفره منتقل شده است.

 

لیلا حیدری پس از بازداشت، مدتی را در بازداشتگاه اطلاعات زنجان نگهداری شد و سپس به به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل گردید. حیدری که از بیماری قلبی و همچنین میگرن رنج می برد، بارها در زندان دچار حمله های قلبی و میگرن شده است. بطوری که دو بار در حین بازجویی، بیهوش شده است .

 

گفته می شود لیلا حیدری و بهروز صفری بارها در مقابل هم مورد شکنجه های شدید جسمی قرار گرفته اند.

 

در حاظر به دلیل عدم امکانات در سلول وی و همچنین بدلیل شکنجه های قبلی و بیماری، وی نیز به شدت دچار ضعف جسمی گردیده است.

 

بسیاری از زندانیان سیاسی که از زندان اوین رهایی یافته اند، اظهار نموده اند که وضعیت زندان اوین علی الخصوص بند ۲۰۹ هیچ وقت به این اندازه نامناسب نبوده است.

+ نوشته شده در  Sat 19 Jan 2008ساعت 10:10  توسط eldeniz | 

رفقا!

تا آزادی همه تان از پای نخواهیم نشست!

 

+ نوشته شده در  Fri 18 Jan 2008ساعت 9:35  توسط eldeniz | 
دی ۲۴سالروز اعدام رهبران حزب خلق مسلمان :

42u9mx3.jpg

صحنه بسیار  باشکوهی از یکی از تظاهراتهای مردمی حزب خلق مسلمان در تبریز

بيست و هشت سال پيش در چنين روزي 11 نفر از فرزندان ملت آذربايجان توسط رژيم جمهوري اسلامي اعدام شدند.

آزاد تبریز- میللی شورا، به دنبال عدم قبول قانون اساسي ضد مردمي از طرف حزب خلق مسلمان، تحریم گسترده انتخابات در سراسر آذربایجان و همچنين عدم همكاري نيروهاي نظامي تورک در جهت دستگيري و مجازات تظاهركنندگان آذربايجاني، هزاران نظامي غير تورك وارد تبريز شدند و بعد از اشغال دفاتر حزب مردمي خلق مسلمان 11 نفر از سران جنبش خلق مسلمان را اعدام كرده به شهادت رساندند. .این جنایت ناجوانمردانه را نه مردم آذربايجان و نه وجدانهاي بيدار هرگز فراموش نخواهند كرد.

+ نوشته شده در  Fri 18 Jan 2008ساعت 9:33  توسط eldeniz | 

برگی دیگر از قساوت رژیم ورق خورد.

 

پنجشنبه ۲۷ دی ۱۳۸۶

دانشجوی سنندجی شب گذشته زیر شکنجه بازجویان اطلاعات کشته شد

بنابه گزارش های رسیده از کردستان، ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی دانشگاه پیاه نور سنندج چهارشنبه شب زیر شکنجه بازجویان اداره اطلاعات سنندج کشته شده است.
بنا بر این گزارش ها، لطف اللهی به دستور شعبه سوم بازپرسی سنندج، بعد ازخروج از جلسه امتحان در روز یکشنبه ۱۶ دی ماه ۱٣٨۶ بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج منتقل شده بود. خانواده وی روز چهارشنبه گذشته موفق به دیدار با وی شدند. اما از آن از آن تاریخ به بعد علیرغم پیگیری ها و مراجعات مکرر خانواده او به نهادهای ذیربط از مکان نگهداری و دلیل بازداشت وی هیچ اطلاعی به خانواده اش داده نشده است.
طبق گزارشات رسیده مسئول بازجویی وی در اداره اطلاعات سنندج، شخصی است به نام “مهدی مولاولی” با نام مستعار “هاتفی”. مولاولی جانشین رئیس اطلاعات سنندج و مسئول گزینش وزارت اطلاعات در استان کردستان می باشد.
صبح امروز با انتشار خبر کشته شدن این دانشجو در شهر سنندج و دانشگاه پیام نور، فضا به شدت متشنج شد و ماموران لباس شخصی در نقاط مختلف شهر سنندج به طرز گسترده ای پراکنده شدند.

ebrahim۶.JPG

بیانیه کانون روزنامه نگاران کردستان ایران
در اعتراض به قتل دانشجوی کرد در بازداشتگاه اطلاعات سنندج

هم زمان با موج گسترده بازداشت دانشجویان معترض در دانشگاه های ایران، تعدادی از دانشجویان کرد نیز در دانشگاه های مختلف ایران بازداشت شدند. از این میان می توان به بازداشت چهار دانشجوی کرد: فرشاد دوستی پور، سهراب کریمی، محمد صالح ایومن و جواد علیزاده در دانشگاه تهران و سه دانشجوی دیگر در شهر سنندج: یاسر گلی، هانا عبدی و روناک صفازاده اشاره کرد.
متاسفانه انعکاس خبرهای مربوط به بازداشت دانشجویان کرد در رسانه ها نسبت به دانشجویان دیگر بسیار کم و ناچیز بود. چنانچه، به جز سایت دانشجویان کرد و اتحادیه دموکراتیک دانشجویان کرد، فقط محدود به چند سایت غیر رسمی بود.
این امر خود بر فشارهای مسئولین بر دانشجویان در داخل زندان و خانواده ایشان در خارج از زندان افزود. بدین سان چهارشنبه شب ۲۷-۲٨ دی ماه، یکی از دانشجویان بازداشت شده، زیر شکنجه بازجویان وزارت اطلاعات سنندج، جان سپرد.
ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی دانشگاه پیام نور که به دستور بازپرس شعبه سوم بازپرسی سنندج، بعد از خروج از جلسه امتحان در روز یکشنبه ۱۶ دی ماه ۱٣٨۶ باداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج منتقل شده بود. تا اینکه شب گذشته خبر کشته شدن وی را به اطلاع خانواده او می رسانند.
کانون روزنامه نگاران کردستان ایران ضمن محکوم نمودن این عمل وزارت اطلاعات سنندج، از مسئولین دستگاه قضایی می خواهد که به این مورد رسیدگی کرده و خاطیان و قاتلان را مجازات نماید، به این امید که “شاید” دیگر شاهد تکرار چنین فجایعی در کردستان نباشیم.

کانون روزنامه نگاران کردستان ایران
پنج شنبه ۲٨ دی ماه ۱٣٨۶

منبع: خبرنامه ی امیر کبیر

+ نوشته شده در  Thu 17 Jan 2008ساعت 20:49  توسط eldeniz | 

دوشنبه ۲۴ دی ماه

موج جدید دستگیری ها : تعداد زیادی از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دستگیر شدند

 


نیروهای اطلاعاتی رژیم جمهوری اسلامی دیروز دوشنبه ۲۴ دی ماه تعداد زیادی از فعالین دانشجویان ازادیخواه و برابری طلب را در تهران دستگیر کردند. ظاهرا رفقا سروش دشتستانی، امین قضائی و بیژن صباغ جزو دستگیر شدگان هستند. از سرنوشت رفقای دستگیر شده ما هنوز اطلاعی در دست نیست.

 

نیروهای اطلاعاتی رژیم جمهوری اسلامی فکر میکنند با دستگیریهای وسیع فعالین جنبش دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب میتوانند به این حرکت خاتمه دهند. اما خود دست اندرکاران اطلاعاتی رژیم تاکنون متوجه شده اند که ابعاد جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی در دانشگاه و در جامعه عظیم تر از آن است که بتوان آن را با چند دستگیری پایان داد. امروز رزیم خود شاهد است که اگر بخواهد به حرکت دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب پایان دهد باید دهها هزار نفر را در دانشگاههای کشور دستگیر کند و روانه زندان سازد. باید میلیونها مردم کارگر و زحمتکش که دقیقا خواستار آزادی و برابری هستند را روانه زندان کند. ما  اطمینان میدهیم که مبارزه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب با قدرت ادامه مییابد و جای هر دستگیر شده را هزاران آزادیخواه و برابری طلب جدید پر خواهد کرد. اطمینان میدهیم که در مقابل این سرکوبگریها و در دفاع از رفقای زندانی، صف ما پرجمعیت تر خواهد شد.

 

ما همه مردم ایران را به دفاع از رفقای دستگیر شده مان فرامیخوانیم. نباید گذاشت بهترین فرزندان این کشور که خواهان آزادی و برابری و رفاه و آسایش برای همه مردم بودند و برای آن تلاش میکردند، راهی شکنجه گاه های رژیم شوند. رفقای ما باید فورا ازاد شوند.  

 

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای سراسر کشور

۲۵ دی ۱۳۸۶

 

دستگیر شدگان :

۱ - سروش دشتستانی

۲ - امین قضائی

۳ - بیژن صباغ

۴ - آناهیتا حسینی

۵ - مرتضی خدمتلو

۶ -  محمد پور عبدالله

۷ - بیتا صمیمی زاد

۸ - بهزاد باقری

۹ - سروش ثابت 

۱۰ - مرتضی اصلاحچی 

لیست کاملتر متعاقبا اعلام خواهد شد. 

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای سراسر کشور

۲۶ دی ۱۳۸۶

 

 

+ نوشته شده در  Wed 16 Jan 2008ساعت 21:41  توسط eldeniz | 

فراخوان به دانشجویان و دانش آموزان ایران  

دانشجویان و دانش آموزان عزیز!


نیروهای سرکوب و اختناق، تحمل شنیدن صدای آزادی و برابری از دانشگاه ها را ندارند. آنها به خیال خود میخواهند با حمله به دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب صدای آزادیخواهی را خفه کنند و خواست برابری انسان ها را سرکوب کنند.


دانشجویان و دانش آموزان آزادیخواه!

امروز روزی است که هر دانشجو و هر دانش آموز آزاده  بیش از هر زمان باید خود را جزئی از دانشجویان و دانش آموزان آزادیخواه و برابری طلب اعلام کند و از خواست آنها حمایت کند. جای هر رفیقی که دستگیر میشود باید با هزار رفیق دیگر پر شود.

از شما میخواهیم که هر جا که هستید، در مدرسه و دانشگاه، واحد های محلی دانشجویان، و یا دانش آموزان آزادیخواه و برابری طلب را تشکیل دهید و اعلام موجودیت کنید. اگر در اهداف ما شریک هستید، اگر خود را در جدال با به سیاهی و تباهی کشیدن محیط های آموزشی با ما در یک جبهه میدانید به این صف بپیوندید. با هر عقیده و مرامی که دارید خود را متعلق به دانشجویان و یا دانش آموزان آزادیخواه و برابری طلب اعلام کنید.این نام را بر خود بگذارید. همانطور که در مقابل تعرض برده داران همه بردگان شورشی اعلام کردند که ما اسپارتاکوس هستیم امروز در مقابل تعرض به آزادیخواهی همه آزادیخواهان باید اعلام کنیم که ما آزادیخواه و برابری طلب هستیم.

اهداف مشترک ما اینست:

۱ -  تلاش برای آزاد کردن رفقای دستگیر شده و تمام زندانیان سیاسی

 

۲ – تماس و هماهنگی با  واحدهای محلی دیگر

٣ - ایجاد یک شبکه و صف متحد و محکم در دفاع از آزادی و برابری و خنثی کردن فضای نظامی و پلیسی در مدارس و دانشگاه ها

 

4 – ایجاد کانون ها و کلوب های فرهنگی، فکری، هنری، ورزشی مختلف برای دامن زدن به فضای آزادیخواهی، آزاد اندیشی و برابری طلبی.

هرچه سریعتر اعلام موجودیت کنید، موجودیت واحد تان و فعالیت های تان را بمنظور انتقال تجربه و هماهنگی با واحد های دیگر برای سایت آزادی و برابری (http://www.azady-barabary.net) و آدرس azadi.barabari@gmail.com This e-mail address is being protected from spam bots, you need JavaScript enabled to view it بفرستید. این سایت متعلق به همه شماست و نقطه تماس و تبادل نظر همگانی دانشجویان و دانش آموزان آزادیخواه و برابری طلب است.

azadi.barabari@gmail.com This e-mail address is being protected from spam bots, you need JavaScript enabled to view it

رفقا، دوستان، عزیزان

آزادی و برابری، امروز بیش از همیشه به شما نیاز دارد. تنها با گسترش صفوف خود، می توانیم دانشجویان دربند و تحت شکنجه را آزاد کنیم. نباید گذاشت که دانشگاه، این سنگر آزادی  به پادگان تبدیل شود.

زنده باد آزادی

زنده باد برابری

زنده باد دانشجویان و دانش آموزان آزادی خواه و برابری طلب

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای سراسر کشور

۲۶ دی ۱۳۸۶
+ نوشته شده در  Wed 16 Jan 2008ساعت 21:38  توسط eldeniz | 

برتولت برشت

 

در ستايش کار غير قانونی

 

چه شکوهمند‌ ست

ندای نبرد طبقاتی را در دادن

توده را با بانگی رسا و پر طنين به ميدان

                                                نبرد کشانيدن

 

نيروی سرکوبگران را خرد کردن

                   بند از پای توده‌های تحت ستم برگشادن .

 

 اما چه سخت و چه پر بهره است کارهای کوچک هر روزه

                             شبکۀ حزبی را با کار مخفی پيگير گسترانيدن

                                      در برابر لوله تفنگ سرمايه‌داران :

                                                سخنرانی کردن

                                                و پنهان کردن سخنران

                                                فتح کردن

                                                و پنهان کردن فاتحان

                                                جان سپردن

                                                و مرگ را کردن پنهان .

کيست که برای شهادت در آب و آتش نراند؟

ولی کيست که چنين کند و در گمنامی بماند ؟

 

شهرت و نام ، به عبث ، می‌جويد آنان را

که می‌کنند کارهای عظيم و نمايان را .

 

قدم پيش گذاريد ، لحظه‌ای ، ای گروه ناشناسان

-  که پوشيده‌ايد چهره‌اتان را  -

تا نثارتان کنيم درود و سپاس !

+ نوشته شده در  Wed 16 Jan 2008ساعت 10:24  توسط eldeniz | 

ویران شد

بی آن که دستی آلوده گردد

و من

غافل از این که زیستن

پذیرفتن آلودگیست ...

وقتی لجن هم پای

گلو گاهم شد

دریافتم که زیبایی

اگر حقیقت باشد

تنها در خرابه هاست

و صدایی که می گفت

ویرانش کن

ویرانه را زیبایش کن ...

+ نوشته شده در  Mon 14 Jan 2008ساعت 10:30  توسط eldeniz | 
دو مقاله به نقل از سایت سلام دموکرات:

طرح «تجزیه طلب» بودن حرکت ملی آذربایجان، ابزاری برای نزدیکی«ملی گرایان فارس»به دولت

قاسم آقازاده

در ارومیه به چشم خودم دیدم و از دوستانم در تبریز و تهران و سایر شهر ها شنیدم که چند صباحی است که ملی گرایان فارس به این در و آن در زده و در نهایت به راهرو های نهاد های سیاسی و امنیتی رسیده اند تا بلکه بتوانند « توهم اوختاپوس تجزیه» در ایران را، توسط سایر ملیت ها در ذهن عموم مردم و دولتیان جای دهند و از این طریق وجود تهدید خطرناکی را برای کشور به اثبات برسانند و این طور نشان دهند که برای رفع چنین خطری یعنی جلوگیری از تجزیه کشور، ایده ها و راه حل های ویژه و انحصاری را در اختیاردارند تا از این طریق ایدئولوزی ملی گرای فارس را بسط داده و فرصتی برای ایجاد روزنه برای حضور در عرصه قدرت فراهم نمایند. در مجموع اگر توضیحات اخیر درباره آنها صادق نباشد، قطعا ملی گرایان فارس در تاریکی محض ایدئولوژیک گم گشته اند.

در این بحث می خواهم کمی در مورد خصوصیت های ذاتی حرکت ملی آذبایجان صحبت کنم و توضیح بدهم که آیا این حرکت واقعا و ذاتا" تجزیه طلب است یا نه؟! ولی پیش از آن علاقمندم از ذاتیات «ملی گرایی فارس» صحبت کنم که با دارا بودن چنین خصوصیت های ذاتی فعالین آن همه را به کیش خود می پندارد:

ملی گرایی فارس از متن جامعه، از پائین به بالا و از طریق روشنفکران مردم بوجود نیامده است و علی رغم تلاش های افراد ترکی چون رسول زاده برای ایجاد تفکر دولت ـ ملت وسازماندهی ملت فارس به سوی ملت گرایی دمکراتیک، توفیق چندانی بوجود نیامد. ملی گرایی ایدئولوژیک فارس تنها بعد از به قدرت رسیدن رضاخان پهلوی در فضایی که آزادی کاملا از بین رفته بود و تحت تجویز دستگاه قدرت حاکمۀ استبدادی و از طریق هویت های نهادی، اجبار قانونی و رژیم نظامی به مردم تحمیل شده است. ملی گرایی فارس نتوانست هویت خود را در شرایط آزاد از طریق اجتماع مجموعه ای از هویت افراد و گروه ها شکل دهد و چون از طرف دولت به صورت یک تفکر ایدئولوژیک به ذهن عموم تزریق شد لذا دارای خصوصیت کوروپوراتیک و فاقد ذات دمکراتیک گشت. چرا که کل تفکر ملی گرایی فارس فقط از یک منشا یعنی نهاد قدرت تراوش کرده بود و برتری اش در برابر هویت سایر ملت ها تنها اتکائش به قدرت بود. ملی گرایی ایدئولوژیک فارس چون فاقد ذات دمکراتیک است و منشا آن حکومت دیکتاتوری بوده به همین خاطر شدیدا گرایش دارد که برای خود ساختار دیکتاتوری ایجاد کند و در راس آن یک دیکتاتور را قرار دهد. ملی گرایی ایدئولوژیک فارس از بوجود آمدن تنوع در درونش در هراسان است و در مقابل اندیشه های جدید جوانان ملت فارس شدیدا از خود واکنش منفی نشان می دهد بطوریکه حتی نظریات دینی را نیز تنها تحت اصول ایدئولوژیک خود می پذیرد و لا غیر. بسته بودن سیستم فکری ملی گرایی ایدئولوژیک فارس، باعث شده است تا فعالین در این عرصه خودبزرگ بین و خود برتربین باشند و در مقابل سایر ملت ها برای خود رسالت تاریخی و جهانی قائل بشوند. ودرست به همین خاطر است که هرکس از این روزنه نگریسته است می خواهد تغییر جهان را نه از درون خود بلکه از بیرون و بصورت کلی آغاز کند. در نهایت اینکه ملی گرایی فارس، فاقد قابلیت گفتمان فرهنگی ـ سیاسی است لذا پیوسته در تلاش است تا از طریق حصول قدرت و یا نزدیکی به قدرت، هویت ایدئولوژیک خود را احیاء نماید.

در بعضی موارد ملی گرایان فارس مردم عوام و بعضی سیاسیون کم اطلاع دولتی را تحت تاثیر خود قرار داده اند و موجبات اذیت و آزار فعالین حرکت های سایر ملل را فراهم کرده اند ولی دولت و مردم می توانند با واقع بینی درخصوص ماهیت و ذات حرکت ملی و همینطور در خصوص رفتارها و عملکرد کل حرکت، از آن ارزیابی صحیح داشته باشند و اجازه ندهند تا جریان های سیاسی رقیب از طریق عرصه دولت و با ابزار قرار دادن دولت بر رقبای خود تا آستانۀ بحران کشوری فشار آورند و شرایط را برای مدیریت بحران توسط خود فراهم کنند.:

حرکت ملی آذربایجان دارای ماهیت رمانتیک است و خصلت رمانتیک آن باعث شده است تا ساخت شکن نیز باشد یعنی این بسیاری از فعالین حرکت با تمرکز کردن خود بر روی عناصر مهم فرهنگی چون هنر، شعر و موسیقی باعث شده اند تا هرکس که در چنین ساحه های فعال است خلاقیت خود را نشان دهد و خلاقانه به پیش رود . حرکت ملی آذربایجان علاوه بر ماهیت رمانتیک از خصلت تراژیک نیز برخورداراست تا جایی که هرگونه ادعای حقیقت یابی را رد می کند و فاقد خصوصیت ایدئولوژیک است. غیر ایدئولوژیک بودن حرکت ملی از آنجا است که منشا آن قدرت مطلق نیست بلکه هزاران هسته خودجوش مردمی در بوجود آمدن آن نقش دارد که مجموع آنها کل حرکت را بوجود آورده اند. کل حرکت آذربایجان از یک اندیشه یا یک ایدئولوژی تبعیت نمی کند حتی بخش هایی از آن از قبول عنوان ملی گرایی امتناع می کنند و اگر روزی هم کل حرکت از یک اندیشه تبعیت کند یقینا این اندیشه حاصل جمع جبری مجموعه افراد و هسته های مردمی در وضعیت آزاد خواهد بود. وجود تکثر بیش از حد در حرکت ذاتا آن را دمکراتیک کرده است و به همین خاطر در حال حاضر هر نوع رهبری را قویا طرد کرده و از پذیرش سازمان واحد خودداری می کند. افراطی ترین هسته های موجود در حرکت ملی علی رغم نداشتن راه کارههای عملی از مرز فدرالیست آنهم از طریق تعیین حق سرنوشت عبور نکرده اند. حرکت ملی گرای آذربایجان برخلاف « توهم اوختاپوس تجزیۀ» ملی گرایان فارس یک جنبش مدنی فرهنگی ـ سیاسی مردمی(غیر سازمانی) است که دوران رشد و بلوغ خود را طی می کند و تا بحال هیچ رفتار عملی جدایی طلبانه از آن صادر نشده است و تصمیم این حرکت در هر ساحه منوط به تصمیم کل ملت آذربایجان است. نباید از شنیدن ملت آذربایجان وحشت کرد. ملت آذربایجان را نباید با مفاهیم ملت در اوایل قرن بیستم یکی تصور کرد. مفهوم ملت آذربایجان یک مفهوم نوین از ملی گرایی در داخل یک کشور پهناور و مفهوم منحصر به خود است که خواست حرکت نه رسیدن به یک وضعیت ایدئولوژیک بلکه تحقق یافتن خواسته های تک تک افراد آذربایجان است. حرکت ملی آذربایجان یک حرکت دترمینیستی (جبرگرایانه) نیست که محصول شرایط و تاریخ باشد و اجتناب ناپذیر به سمت تجزیه برود. این حرکت مبتی بر ارداۀ انسانها و نیت انسانی است که در هر لحظه از زمان خود را در نسبت سنجی و ارزیابی انسانی قرار می دهد.

کلام آخر اینکه ملی گرایان فارس بجای آنکه خود را در برابر سایر ملت ها قرار دهند خود را در کشور ایران در موضع انزوا نگه دارند و به ترفند های سیاسی فاقد اخلاق متوسل شوند بهتر است از تجربۀ دمکراتیک حرکت ملی آذربایجان برای خروج از بن بست های فکری خود استفاده کنند و به مطالبات دمکراتیک خود در سایه گفتمان درون ملتی و برون ملتی عینیت بخشند و از متهم کردن سایر ملل به تجزیه طلبی پرهیز نموده عامل ایجاد بحران در کشور نباشند و به ایده هایی فکر کنند که می تواند به همگرایی در چارچوب به رسمیت شناختن همه ملل کمک کند والا هر نوع رفتار غیر دمکراتیک و غیر انسانی آنها از منظر سایر ملل دورن نماند و ضرر های جبران ناپذیری را به دنبال خواهد داشت.

قاسم آقازاده ـ ارومیه ـ شهریورـ

Qasim.Aqazade@yahoo.com

http://durna.eu/bayat_yezdi.htm

 

بحث دموکراسی در درون حرکت ملی آذربایجان

بابک قزوینی

حرکت ملی آذربایجان با گسترش روز افزون خویش بحثهای مدرن را هم در درون و هم در بیرون حرکت باید پیگری کند و در تکامل ارزشهای مدرن و دست آوردهای جامعه های دموکرات و پیشرو، کوشا باشد. یکی از بحثهائی که چند سالی است هم در درون و هم دربیرون حرکت ملی مورد مداقه است بحث نهادینه شدن دموکراسی در ایران و منطقه است و این بحث در درون حرکت ملی هم، همیشه مورد بحث بوده است ولی تابحال نتوانسته است به نحو احسن در متن و بطن حرکت نهادینه شود و به گفتمان اصلی حرکت تبدیل شود.

وقتی از دموکراسی صحبت می شود باید دموکراسی های مدرن و تا حدودی تکامل یافته را مورد کنکاش قرار داد و با الگو گیری از آنها و راه و روشهای آنها به عمومیت یافتن این بحث مدرن و جا افتادن آن در میان گروه ها و احزاب ملی کمک کرد نه اینکه عملکرد یک فرد یا گروه را عین دموکراسی به خورد یک عده نا آگاه از این بحث مدرن داد و گفت که این است دموکراسی یعنی ما هر طور فکر می کنیم با هر طور بیان می کنیم دموکراسی این است، این کارها عین عوام فریبی و خاک پاشیدن به چشم مردم است تا نگذارند آنها حقایق را بفهمند یا سئوال کنند. اصول دموکراسی این نیست که یک گروه خود را عین دموکراسی قلمداد کند و بر دیگران درس دموکراسی دهد بلکه اصول دموکراسی حق انتخاب کردن و انتخاب شدن، آزادی بیان، عقیده، رای اکثریت با آزادی انتقاد اقلیت،پاسخگو بودن، چرخش نخبگان،تعویض پستها بر اساس زمان، استقلال قوه مجریه، قضائیه، مقننه و رکن دیگر دموکراسی آزادی مطبوعات است که باید آزاد باشند تا نقایص را گوشزد کنند و انحرافات را آشکار کنند. اکثر گروه های حرکت ملی در اساس نامه های خویش خود را گروهی دموکرات قلمداد می کنند ولی در عمل می بینیم که بعضی از آنها اگر چه هدف خویش را معاصر شدن و غیره قلمداد کرده اعمالشان بر اساس، اساس نامه خویش نمی خواند و عملکرد و خیلی از کارهایشان نهادینه کردن دیکتاتوری است و این گروه ها و طرفداران این گروه ها مانعی شده اند بر پیشرفت حرکت ملی هم در داخل و هم در خارج که انرژی حرکت را با اصطکاکهای بی حاصل گرفته اند و نمی گذارند حرکت ملی با اراده ملی ملت آذربایجان به جایگاه اصلی خویش نائل شود. این افراد و گروهها با اینکه در عمل از دموکراسی دم می زنند ولی برای هیچ کارشان پاسخگو نیستند مگر نه این است که افراد و گروه های دموکرات باید به افکار عمومی و آنهائی که سئوال می کنند باید پاسخگو باشند ما چگونه می توانیم به این افراد نام دموکرات بگذاریم؟ در دموکراسی حتی رهبر هم باید به نسبت به عملکرد خویش پاسخگو باشد و عملکرد رهبر هم باید قابل دفاع باشد و الا می شود دیکتاتوری که قابل دفاع نیست. آنهائی که می خواهند افرادی را در حرکت ملی غیر پاسخگو به عملکرد خویش بکنند و بعضی را مستثنی می کنند از پاسخگوئی، دقیقا راه دیکتاتوری را صاف می کنند هر چند که در اساس نامه خویش و در بعضی از بیانیه های خویش در وصف دموکراسی و معاصر شدن غزل سرائی کنند این گونه افراد و گروهها را چگونه می توان دموکرات نامید؟ یا آنهائی که می خواهند بر بعضی از کسان حالت مقدس دهند، کسی نباید از ایشان سئوال کند این تفکر با معاصر شدن و دموکراسی آیا در تضاد نیست؟ معاصر شدن یعنی گردن نهادن بر ارزشهای مدرن و پاسخگو بودن نسبت به عملکرد خود و فارغ شدن از گفته های آسمانی در سیاست و مدنیت و رو آوردن به عقلانیت و علامت سئوال گذاشتن در مقابل عملکرد هر فردی، نه تبدیل شدن به توجیه گر عملکرد غیر قابل دفاع بعضی از افراد و گروه ها یا تقدس دادن به بعضی از افراد و اشکال که کسی را یارای سئوال کردن نباشد این کاره ها عین دیکتاتوری و این افراد جاده صاف کن دیکتاتوری هستند اگر چه در ظاهر لباس دموکراسی به تن کرده اند یا به زعم خویش می خواهند دموکراسی را تبیلغ کنند. ایجاد یک دموکراسی قدرتمند نیاز به افراد و گروه های دموکرات و معتقد به دموکراسی دارد که با وجود افراد و گروه های دموکرات می توان امید داشت که آینده آذربایجان جنوبی و منطقه دموکراسی خواهد بود و گرنه پیش بینی آینده با به وجود نیامدن گروه های و افراد دموکرات هم در میان ملت فارسستان و هم در بطن حرکت ملی کمی مشکل است. با وجود این، قدرت گرفتن افراد و گروه های دموکرات در درون حرکت ملی مواضع گروه های و افراد غیر دموکرات را تضعیف کرده و آنها باید یا خود را با دموکراسی هماهنگ کنند یا منتظر منزوی شدن خود در بطن حرکت ملی باشند. بحث دموکراسی هر چند در بطن حرکت ملی روبروز پر رنگتر می شود و افراد و گروه های بسیاری به این بحث رو می آورند و می خواهند گفتمان دموکراتیک در متن حرکت نهادینه شود ولی باز موانع زیادی باعث تضیف دموکراسی در حرکت ملی است ولی در مقابل این موانع نقاط قوت حرکت ملی در بحث دموکراسی هم زیاد است که در زیر به عمده موانع نهادینه شدن دموکراسی و به نقاط قوت ، بحث دموکراسی در درون حرکت ملی اشاره می شود. نقاط قوت گفتمان دموکراتیک در حرکت ملی 1. ظهور گروه های دموکرات متعدد: در طول چند سال گذشته گروه های متعدد با عملکرد دموکراتیک برای پیش برد اهداف حرکت ملی آذربایجان جنوبی پا به عرصه مبارزه گذاشته اند و این گروه ها هر چند در عمل چنانکه پیش بینی می شد موفق نبوده اند ولی در تئوری و ایجاد بحث موفق بوده اند و این فضای تئوریک در آینده جای خود را به فضای عمل خواهد داد که موفقیت حرکت ملی را هم در داخل و هم در خارج چند برابر خواهد. 2. تولد گروه های غیر سیاسی همگرا با منافع ملی آذربایجان جنوبی گروه های و افراد غیر سیاسی که فقط بر اساس حس مسئولیت بعضی از افراد با اتحاد عمل موفق در کنار هم گرد آمده اند توانسته اند با بالا بردن حس مسئولیت فعالین ملی در مقابل خاک آذربایجان، فرهنگ و منافع ملی آذربایجان جنوبی، نقش خویش را به نحو احسن بازی کنند این گروه ها اگر چه در ظاهر سیاسی نیستند ولی توانسته اند با عملکرد موفق خویش، افکار عمومی جامعه آذربایجان را به یک قسمت از خاک عزیز خویش حساس کنند، همین تولد آنها با عملکرد قابل قبول در آینده می تواند به تعدد گرو ه های غیر سیاسی هماهنگ با منافع ملی دامن زند که همین تعدد گروه ها نقش مهمی در پیشبرد دموکراسی در آینده آذربایجان خواهد داشت. از این گروه ها می توان به”کمیته دفاع از غرب آذربایجان” اشاره کرد. 3. پا به عرصه گذاشتن رهبران جوان در داخل آذربایجان حرکت ملی آذربایجان یک حرکت جوان و جوانگرا است که خلاقیت جوانان آذربایجان جنوبی در همه عرصه ها باعث شده این حرکت به متن و داخل خانه های آذربایجان جنوبی راه یابد و طبعا در مسیر مبارزه هم افراد مقاومی پیدا شده اند که توانسته اند برای خود جای پای محکمی باز کنند و تفکرات دموکرات آنها از سوی بسیاری از فعالین ملی پذیرفته شده است و آنها به رهبران جوان تبدیل شده اند که حالا نمی توان در داخل نقش بی بدیل آنها را انکار کرد افرادی مثل عباس لسانی، سعید متین پور، معلم مبارز هدایت ذاکر، ابراهیم ساوالان، ابراهیم جعفرزاده… که هرکدام برای خویش طرفداران زیادی دارند و تعدد رهبری اگر چه در نظر بعضی ها شاید یکی از نقایص حرکت های اجتماعی باشد ولی برای حرکت ملی این یک حسن است ولی باید این افراد و گروه های دموکرات بدون تک روی با یکدیگر، بر اساس اصول دموکراسی و منافع ملی هماهنگ شده و هماهنگ عمل کنند و اهداف ملی را به صورت متحد پیگیری کنند. 4. به وجود آمدن مدیاهای متعدد جمعی وجود رسانه های جمعی متعدد در حرکت ملی موجب تعمیق دموکراسی در حرکت ملی شده است و این رسانه با به وجود آوردن فضاهای دموکراتیک توانسته اند بحث دموکراسی را در جامعه به موضوع روز تبدیل کنند، از رسانه های اینترنتی گرفته تا رادیو و تلویزیونهای ملی از جمله “گوناز تی.وی.” نقش مهمی در ایجاد فضای دموکراتیک داشته اند و در داخل هم نقش بی بدیل “دیلماج”،”نوید آذربایجان” و نشریات متعدد دانشجوئی انکار شدنی نیست.

موانع نهادینه شدن دموکراسی در حرکت ملی

1. بایراق گاموح: اگر چه آذربایجان جنوبی سوای از شمال آن، می تواند مالک یک “بایراق ملی” باشد در این مساله شکی نیست ولی پروسه ای که برای به وجود آمدن یک بایراق باید طی شود باید دموکراتیک و با نرمهای ملل متمدن دنیا باید همخوانی داشته باشد آنها که خود را قیم ملت می دانند و ملت را کودک حساب کرده و می خواهند چیزی که خود دوست دارند بر ملت آذربایجان جنوبی تحمیل کنند نمی توانند آدمهای دمکراتی باشند آنها فقط برای خود و گروه خویش می توانند تکلیف تعیین کنند نه برای ملت آذربایجان که خود هوشیار است و بزرگ. این بایراق گاموح امروزه تبدیل به یکی از موانع نهادینه شدن دموکراسی در بطن حرکت ملی شده است و باید این مانع برداشته شود از هر راهی که عقلا پیشنهاد می کنند باید این مانع برطرف شود، طرفداران گاموح هم از این بهانه های کودکانه که بایراق آنها توسط یک عده در قلعه بابک بلند شده دست بردارند آنوقت طرفداران شهید زهتابی که خیلی بیشتر از گاموح بایراقشان بر سر روزنامه زده می شد چه خواهند گفت یا طرفداران صالح ایلدریم که می گویند ما کمتر از گاموح نیستیم که ما هم برای آذربایجان جنوبی”بایراق ملی” تعیین می کنیم و کرده اند. جنبش های اجتماعی نیاز به یک سمبل دارند سمبلی که وصل کننده باشد و تاثیر گذار نه “بایراق”. اگر چه در طول مبارزه اجتماعی رهروان آن راه اگر می خواهند تشکیل دولت خود مختار یا مستقل را داشته باشند می توانند با هم رائی برای آینده سرزمین خویش بایراق ملی تعیین کنند این کار را یک فرد یا یک گروه حق ندارد به دیگر تحمیل کند. بایراق گاموح سوای اینکه مانعی بر تعمیق دموکراسی در حرکت ملی شده است وجه غیر دموکراتیکی هم از گاموح در حرکت ملی ساخته است که سالها وقت و انرژی نیار دارند که این وجه را تغییر دهند و ذهن فعالان ملی را نسبت به خود تغییر دهند این مساله به”تپه گوز” یا “پاشنه آشیل” گاموح تبدیل شده است. 2. لیدر بازیها: هر حرکت اجتماعی نیاز به رهبر یا رهبران هماهنگ دارد که بتواند توده ها را دور خویش جمع کرده و با استفاده از انرژی توده ها قدرت سیاسی را مجبور به پذیرش خواستهای خود کنند. کسانی که می گویند حرکت ملی به رهبر نیاز دارد و یا شورای رهبری درست می گویند ولی در حرکتهای اجتماعی گاهی یک حزب یا جریان فکری نقش رهبری را داشته اند و موفق هم بوده اند نه یک فرد. حرکتهای اجتماعی زیادی هم بر حول یک فرد شکل گرفته اند که بعضی ها موفق بوده اند به دموکراسی برسند و بعضی ها به دیکتاتوری انجامیده اند. در حرکتهائی که رهبری هدف خود را نجات جامعه خویش قرار داده نه قدرت سیاسی، موفق تر بوده است مانند آفریقای جنوبی و هند. همچنین در حرکتهای اجتماعی کسی می تواند رهبر آن حرکت را داشته باشد که با بدنه حرکت همراه باشد نه اینکه به یک کشور دیکر رفته باشد و از راه دور بخواهد هدایت کند این نوع حرکتهای هیچ وقت موفق نمی شوند رهبری حتی اگر به زور هم تبعید شود باید برگردد، رهبر یک فعال ساده نیست که هر وقت دلش خواست برود دنبال زندگی خویش، اگر کسی نمی خواهد مبارزه کند نباید نقش رهبری برای خویش قائل شود و اگر طرفدرانش او را رهبر حرکت می دانند باید بیاید همراه طرفدران خویش در متن جامعه مبارزه کند. چهرگانی اگر چه در سالهائی که در داخل مبارزه می کرد رهبری گروهی از فعالین ملی را به عهده داشت نه همه فعالین را، ولی حالا با فضائی که طرفدران ایشان در داخل و خارج بوجود آورده اند ایشان به یکی ار موانع نهادینه شدن دموکراسی در حرکت ملی تبدیل شده اند و باید این نقش مانعگرایانه را از خود به دور کنند، حالا در داخل و خارج از کشور افرادی زیادی هستند که نقش رهبری گرفته اند یا از طرف طرفداران خویش نقش رهبری به آنها داده می شود مثل عباس لسانی یا سعید متین پور که طرفدران آنها، آنها را رهبر خود می دانند و از آنها می خواهند که رهبری حرکت را به صورت هماهنگ به عهده بگیرند اگر چه آنها این نقش ها را نمی پذیرند و می خواهند ملت خویش را نجات دهند خودشان اگر چه در این راه شهید هم شدند چه باک. نتیجه می گیریم که نقشی که برای چهرگانی طرفداران آنها قائل می شوند یا خودش، یک مانعی است برای جا افتادن دموکراسی در حرکت ملی است. چهرگانی باید آن نقش که برای خودش یا طرفدرانش برای ایشان قائل هستند کمی تلطیف کند و خود را هم عنوان دیگر مبارزان ملی بداند. 3. صاحبان تفکرات دگم: در هر حرکتی عده ای افراد خود را تافته جدابافته می دانند و با گذشت زمان هم نمی خواهند افکار خود را آپ دیت کنند و این افراد در هر حرکتی مانع گسترش دموکراسی در درون حرکت می شوند. 4. سنتهای مذهبی هماهنگ با خرافات

بعضی از سنتهای مذهبی جا افتاده که هماهنگ با خرافات هستند و ذهن افراد سنتی را مشغول کرده اند مانع دیگری بر نهادینه شدن دموکراسی در درون حرکت ملی هستند.

نتیجه گیری برای نهادینه شدن دموکراسی افراد و گروه های دموکرات چه در داخل و چه در خارج باید هماهنگ عمل کنند و فضا را از دست افراد و گروه های غیر دموکرات خارج کنند و یک جبهه دموکراتیک با شراکت افراد و گروه های دموکرات ایجاد و موانع نهادینه شدن دموکراسی در درون حرکت ملی را با عقلانیت بردارند و نقاط قوت دموکراسی در درون حرکت ملی را تقویت کنند این راهی که باید افراد و گروه های دموکرات برای خوشبختی خویش و ملت آذربایجان باید بپیمایند. همچنین افراد و گروه های دموکرات از نقد نکردن عملکرد افراد غیر دموکرات به خاطر رفیق بودن یا همشهری بودن دست بردارند هر گروه و فردی که عملکرد غیر دموکرات داشته باشد باید به زیر تیغ انتقاد گرفت و عملکردش باید افشا شود و مجبور به پاسخگوئی شود این کار ما مانع به وجود آمدن غده هائی در بدنه حرکت می شود که باید در آینده مجبور شویم این غده را جراحی کنیم و داد یک عده ای در بیاید.

+ نوشته شده در  Sat 12 Jan 2008ساعت 17:41  توسط eldeniz | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
وبلاگ تحليلي - خبري دانشجوي چپ آذربايجاني

نوشته های پیشین
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
پیوندها
تشکل دانشجویی آرمان
anathema
سایت شخصی استاد ایواز طاها
خبر گزاری ایسنا
روزانه ی تهران جنوب
خبرگزاری ایلنا
هفته نامه ی حیدربابا
وبلاگ اختصاصی استاد ناصر پورپیرار
metallic4
بهنام
A to Z metallica
آزادياشا
سايت دانشگاه آزاد تبريز
سايت استاد ناصر پورپيرار
آذرنيوز
انجمن اسلامي دانشگاه آزاد تبريز
وبلاگ اختصاصي تاريخ و فرهنگ خوي و آذربايجان
انجمن اسلامي دانشگاه آزاد شهرري
كانون وحدت دانشگاه آزاد تبريز
طيف روشنفكر انجمن اسلامي دانشگاه تبريز
تبريزكوه
خبرنامه ي دانشجويان دانشگاه علامه
سلام دموكرات
وبلاگ عكاسي آكو سالمي
بابك عسگرلري
خبرنامه ي دانشگاه آزاد تبريز(وابسته به بسيج دانشجويي)
تبريز آباد
پيام ابوذر
اخبارتبريز(وابسته به بسيج دانشجويي)
دانشجويان سوسياليست دانشگاه باهنر شيراز
جوشقون
سايت استاد نصير پايه گذار
وبلاگ اختصاصي ورزش آذربايجان
تا آزادي دانشجويان دانشگاه آزاد
كانون هواداران باشگاه تراكتورسازي تبريز
گفتمان
critique
blogfa
سايت موزه ي سازهاي سنتي كرمان
فروشگاه اينترنتي آهنگسرا
ماهنامه ي هنر موسيقي
خبرنامه ي اميركبير
جنبش زنان آذربايجان
سايت اهداي اعضا
كميته ي دفاع از عباس لساني
سازمان فداييان خلق(اقليت)
اقدام متحد
هواداران سازمان فدائیان ( اقلیت )
ميليتانت
آزادي-برابري
che1917
دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه آزاد قزوین
کمیته‌ی پی‌جوی آزادی دانشجویان دربند
دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب سنندج
سايت آموزش زبان تركي آذربايجاني
آلاچيق صبح
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند تبریز
تا آزادي
كمپين آزادي دانشجويان زنداني
خشت
كامران نجف زاده(خبرنگار ولايت مدار سيما)
نسل خاموش
فعالین آزادیخواه و برابری طلب یزد
مهدی عباسی (داستان های کوتاه)
حمايت وبلاگ نويسان از دانشجويان در بند
آزاد تبريز
ساوالان سسي
ستاد 16 آذر
حزب اتحاد كمونيزم كارگري
شراره نوري
كانون زنان ايراني
حقوق زنان حقوق بشر است
ايران نگاه
نسیم سلطان بیگی
حسين پناهي
براي آزادي ليلا حيدري
سيدمحمدمحسن موسوي
مشق آزادي
نشريه ي خلاف جريان
انجمن سيگاري هاي دانشگاه هاي تبريز
azgala
یاشاسین آذربایجان
هاشور
به سوي 8 مارس
جامعه ي ايران
دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر ایران
imler
مدرسه ي فمينيستي
اویرنجی حرکاتی
آذربايجان (سينا)
كتابخانه ي ملي آذربايجان
عليرضا آقازاده
سيد حيدر بيات
لاله جوانشير
رامين جهانگيرزاده 1
رامين جهانگيرزاده 2
دومان اردم
مليحه عزيزپور
مسعود هاراي
نوروز آزادی
كارگران ايران تنها نيستند
قدم بزن
نشریه دانشجویان ترک دانشگاه علم و صنعت
آسمان ديلي نيوز
پژواک ایران
ایرج مصداقی
ايران فروغ
تا آزادي علي كانطوري
آيتان تبريزلي
از نسل گرگ
وبلاگ حمايت از ائل داياغي
كميته ي دفاع از محمود صالحي
سولدوز خبر
no me amess
کمیته ی اقدام کارگری
عکس های چگوارا
خبرنامه فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز
8 مارس
دانش آموزان سوسیالیست تبریز
پرچم سرخ
آچون
كمون
برنامه آموزش مارکسیزم انقلابی
سوسياليزم اساس انسانيت
دانشجويان سوسياليست رودهن
عابد توانچه را زنداني نكنيد
جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز
حمايت از فرزاد كمانگر
bystreem
azoh
defilter
انجمن اسلامی دانشگاه زنجان
سربازان بابك
وب سایت آذربایجان جنوبی ما
هواداران حزب دمکرات کردستان در شهر بانه
بحث های منطقی
ميزان نيوز
حسن داعي
شورای زنان ساری
وبلاگ و عکس های شخصی نیما
تريبون جوان
تلخي ها
فروردینی دیگر
در دانشگاه تبریز چه خبر است؟
red spray
خبرنامه ی شیراز
لایحه ضد زن
AZERBAYCAN KOMÜNİSTLİK BİLDİRİLERİ
ویرایشگر بهداد
صمد بهرنگی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM